نتیجه در صفحه
نتیجه برای جستجوی عبارت «شهروند البرز| نماز صبح نزدیک بود. خانه در سکوتی سنگین فرو رفته بود و خواب، هنوز بوی رودخانه می‌داد. مادر، شهدا را دیده بود؛ نشسته کنار آب، آرام اما عجول. مرتضی گفته بود: «نمی‌توانیم بمانیم… روز تنگ است مادر». یک هفته بعد، جنگ دوازده‌روزه آغاز شد.»
  • ۱۳:۱۲ - ۰۴/۰۹/۲۹

    «روز تنگ است مادر»؛ شبی که شهدا خبر جنگ را آوردند

    شهروند البرز| نماز صبح نزدیک بود. خانه در سکوتی سنگین فرو رفته بود و خواب، هنوز بوی رودخانه می‌داد. مادر، شهدا را دیده بود؛ نشسته کنار آب، آرام اما عجول. مرتضی گفته بود: «نمی‌توانیم بمانیم… روز تنگ است مادر». یک هفته بعد، جنگ دوازده‌روزه آغاز شد.